Kurdistan Democratic Party
KDP-IRAN
Kurdistanukurd
وبسایت مرکزی حزب دمکرات کردستان
یکشنبە ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ | 31/05/2020 | ساعت:

امنیت فرزند در نهاد خانواده

04/05/2020 | 21:32:18
+A
-A
سیران بایزید حسینی

موضوع داغ امنیت وقتی که به میان کشیده می‌شود، امنیت اجتماعی بیشتر خودنمایی کرده و در وهلەی اول به ذهن آحاد جامعه خطور می‌کند. احساس نیاز مبرم به مقولەی امنیت از زمان هبوط آدم بر زمین تا کنون، موضوعی جدی و درخور تأمل بوده است که فاکتور زمان توانسته هم از حیث تغییرات و هم از حیث گستردەگی ابعاد موضوعی ،توانایی بیشترین تغییرات حاصله را بر آن داشته باشد.

از منظز مازلو نياز به امنيت در دومین گروه از  سلسله مراتب نيازهای فردیست.
از دیدگاه فردی در صورت عدم دستیابی به اولین گروه از نیازها ، تعرض و دخالت در حوزه و حریم دیگری جهت رفع نیاز، مجاز تلقی خواهد شد و این خود می‌تواند مخاطراتی در سطح اجتماع به بار بیاورد.

باری بوزان در تعريف لغوی امنيت اشاره به محافظت در مقابل خطر، احساس ايمنی و رهايی از ترديد دارد. (بوزان، 52:1378 )*

امنیت می‌تواند تعاریفی به صورت سلبی یا ایجابی و اثباتی و یا تمامأ رویکردی ساختاری به خود بگیرد.

اگر امنیت از زاویەی فردی به آن نگریسته شود شاید از حیث سلبی بتوان از دید عینی فقدان تهدید در برابر ارزش‏های کسب شده را مشخص کرده و هم از دید ذهنی، فقدان ترس و وحشت از جمله علیه ارزش‏ها را مورد بررسی قرار داد.

اما اگر از حیث ایجابی و اثباتی به آن بنگریم توانایی در حفظ ارزش‏ها و ثروت‏ها در برابر تهدیدها را می‌توان امنیت نامید.

نگرش ساختاری و نهادی به امنیت عمومأ حس وفاداری و تقبل وظایف و تعهدات اجتماعی را به دنبال دارد که در صورت عدم انجام وظایف محوله ، محکوم به نوعی احساس ناامنی و تخطی از ارزش‌های غالب جامعه می‌شوند.

عمومأ از امنیت به عنوان موضوعی مبهم یاد می‌کنند که حامل مفهومی نارساست.

ابهام در امنیت الزامأ نمی‌تواند ریشەی فردی داشته باشد، چرا که در اجتماع اساسأ متغیرهای وجود امنیت هم از حیث تنوع و هم از حیث شخصیت فردی و نگرش و محیط جغرافیایی و تفاوت ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و مسائل دینی و مذهبی می‌تواند کاملأ متفاوت و متمایز باشند.

 

امنیت حول محور موضوعات فراوانی قابلیت بحث دارد چرا که امنیت یکی از عناصر بنیادی بعد سیاسی نظم اجتماعی محسوب می‌گردد که دارای ابعاد متنوعی شامل ذهنی و عینی، داخلی و خارجی، فردی و جمعی می‌باشد و از لحاظ گستره نیز شامل حیطه‌های ملی، منطقەای و جهانی است، از جنبه سطح به سطوح خرد و کلان تقسیم می‌شود.

هریک از این ابعاد، گستره و سطوح امنیت به نوبه‌ی خود به خرده ابعاد دیگری تقسیم می‌شود، برای مثال، امنیت در سطح خرد می‌تواند شامل امنیت جانی، امنیت مالی، امنیت فکری، امنیت بیانی، امنیت اخلاقی، امنیت شغلی و امنیت حقوقی باشد و امنیت در سطح کلان نیز می‌تواند سطوح اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و طبیعی یا زیست محیطی را در بر گیرد.

 

موضوع حاضر بیشتر معطوف به خانواده و فرزندان است، که زیرشاخه‌ای از امنیت اجتماعی است.

اصل ضرورت امنیت اجتماعی، تابعی ثابت است اما متغیرهایش تابع فیش‌های کاملأ گوناگونیست که از میان آنها می‌توان به تولیدکننده‌های این امنیت و  امنيت اقتصادی، امنيت شغلی، امنيت سياسی، امنيت قضايی و امنيت اداری و  برای جوامع اقلیت‌های دینی و ملی بە امنیت فرهنگی اشاره کرد.

در این میان نمی‌توان از نقش دولت به عنوان مهره‌ی اصلی و تعیین‌کننده برای تولیدکننده‌ی امنیت در چهارچوب جامعه سخنی به میان نیاورد.

به دلیل ساختار دولتی بودن و پذیرش مقوله‌ی قدرت و ساختگی بودن و برون‌گرا بودن موضوع امنیت به واسطه‌ی داشتن دستگاه‌های نظامی و انتظامی و تلاش بر نهادینه ساختن قوانین وضع‌شده نقشی کاملأ پررنگ و اساسی را ایفا می‌نماید. به عبارت دیگر به دلیل ماهیت انطباقیش، شهروندان بایستی خود را با شرایط و محیط کاملأ تطبیق نمایند.

امنیت در سطوح (منفعل- فعال – فرافعال) به حفظ تداوم هویت اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد.

عمومأ نگرش جامعه‌شناسان به مسئله‌ی امنیت اجتماعی بر پایه‌ی رفع تهدید، هویت اجتماعی و یا ارتباط متقابل هویت-جامعه و امنیت در اندیشه‌های خود سعی در ریشه‌یابی آنها دارند، چرا که حوادث در انتظار شهروندان است.

مکتب کنش امنیت را حاصل کنش متقابل اعضای جامعه دانسته و مکتب روش امنیت مردم را در بین زندگی و نظم روزمره‌ی مردم مهم می‌پندارند.

گیدنز دو وجه عینی و ذهنی را برای بررسی امنیت وجودی بیان می‌کند. میتار هم با تکیه بر مدل آنارشیستی به فرمول‌بندی هویت به عنوان بنیادی‌ترین هسته‌ی امنیت اجتماعی اشاره می‌کند.

اهتمام به مسئله‌ی امنیت اجتماعی در جامعه منجر به افزایش سرمایه‌ی اجتماعی خواهد بود، چرا که رابطه مستقیمی بین سطح جامعه، شرایط محیطی و میزان تراکم و چگالی تعاملات اجتماعی موجود در محیط‌های اجتماعی وجود دارد که  در نتیجه انسجام، اعتماد و تعامل اجتماعی بیشتر خواهد شد.

مدیریت شهری و پاسداری از هویت‌های اجتماعی و قومی و قبیله‌ای یکی از گام‌های مهم در جهت تقویت سرمایه‌های اجتماعی با نگاهی جامع و تجزیه‌ناپذیر و ذاتی و تمرکز بر عدالت با گسترش شهرنشینی‌ست.

در مقابل خلأهای قانونی و عادتی و سنتی می‌تواند بر خشونت و افزایش تهدیدها و عدم امنیت دامن زند.

از منظر سلبی می‌توان برقراری نظم و از وجه ایجابی توجه به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های جامعه را مهمترین فیش‌های امنیت اجتماعی خواند. در مقابل جامعه شناسی خرد دیدگاهی ترکیبی از عینیت و ذهنیت و مناسبات و تعاملات غیررسمی نسبت به موضوع دارد.

در میان آنها امنیت خانواده یکی از متغیرهای گره خورده و ناگسستنی از ابعاد امنیت اجتماعی بیشتر مورد توجه است. امنیت اجتماعی در سطح خانواده به معنای رفع تهدیدهای اجتماعی و بهره‌مندی از فرصت‌های اجتماعی خانواده تعریف می‌گردد.

خانواده مهمترین رکن جامعه به شمار می‌رود بە طوری که به عنوان یکی از سرمایه‌های گران‌بهای زندگی فردی می‌توان از آن نام برد.

پس سرمایه‌ای چنین ارزشمند درخور توجه و نیاز به امنیت دارد.

بدیهی است که حفط امنیت و یکپارچگی کانون خانواده بر عهده‌ی پدر و مادر می‌باشد به عبارت دیگر در سطح خانواده، والدین تولیدکننده‌ی امنیت برای فرزندانشان هستند.

تأمین امنیت فکری ، جسمی ، اقتصادی، سایبری، حقوقی و شخصیتی در گرو خانواده‌ی فرزندان است.

پدر و مادر بایستی از حیث جسمانی، فرزندان را بر مالکیت شخصی خود بر جسم خود آگاه سازند و مانع هرگونه تعرض جسمی در قالب هر استدلالی و توسط هر کسی باشند.

این وجه از توجه الزامأ بایستی بدون تعصب و تفکیک جنسیتی یا رابطه‌ی نسبی و یا سببی شخص متعرض فرضی به هرکدام از والدین باشد تا کودک دچار ابهام و یا تردید و یا بر سر دوراهی در عدم شناخت حین بروز حادثه قرار نگیرد.

سلامت جسمی فرزندان با تغذیه‌ی مناسب و فراهم ساختن بازی‌های ورزشی چه در محیط منزل و چه در محیط‌های آموزشی و تفریحی و تهیه‌ی البسه‌ی درخور هم در حفظ پوشش ظاهری و هم رفع نیازها به اقتضای فصول سال نیز می‌تواند میسر شود.

نگرش به موضوعات اصلی و  محوری و مشکلات اجتماعی و نحوه‌ی برخورد با آنها و شیوه‌ی حل به درازای زمان می‌تواند تأثیر شگرفی بر روحیه و شخصیت فردی و زاویه‌ی دید فرزندان و نوع تفکر آنها (سطحی یا عمیق و مقطعی یا مدت‌دار و جزئی یا کلی ) داشته باشد.

به شخصه معتقدم که حضور فیزیکی هرکدام از پدر و مادر در جریان زندگی و در طی عمر کودکی، نقش شگرف و تکرارنشدنی در تربیت فرزندان و تأمین امنیت روحی آنها دارد. بە طوری که در صورت فقدان یکی از آنها مطمئنأ کمبودهایی از سوی فرزندان احساس می‌شود.

نقش والدین در امنیت اقتصادی فرزندان نیز می‌تواند آینده‌ای روشن در قالب پس‌اندازهای سالانه برای آتی و حین رشد فرزندان حول محور هزینه‌های آموزشی خودنمایی کند.

در دنیای امروزی که دنیای اینترنت و ارتباطات مجازی بخش لاینفک زندگی ما تبدیل شده‌اند والدین نیز بایستی به این مهم توجه کافی داشته باشند.

کنترل بر نکاتی مثل توجه به ایجاد قوانینی برای استفاده‌ی درست از فضای مجازی، نصب نرم افزارهای امنیتی روی سیستم، استفاده از ابزارها و نرم افزارهای کنترلی و نظارتی و آموزش امنیتی، از وظایفی است که مسئولیت والدین در جهت حفظ امنیت فرزندان در دنیای کنونی را دو چندان می‌کند.

والدین می‌بایستی کودک را به عنوان شخصیتی حقیقی در کانون خانواده با قبول کلیه‌ی حقوق فردی به اقتضای سن و سطح نیازهای فردی و شرایط جسمانی و وضعیت روحی‌اش قبول کنند.

فرزندان تا قبل از رسیدن به سن قانونی نباید به آنها شخصیتی حقوقی القا کرد، این مهم از وظایف خطیر والدین می‌باشد که آنها را در برابر جرائم قوانین جزایی و مالیاتی و مدنی محفوظ نگه می‌دارد و از شخصیت حقیقی‌شان کاملأ محافظت می‌کند.

در آخر نباید نقش والدین در افق دید فرزندان به موضوعات محوری و اساسی و گره خورده به محیط جغرافیایی و ارزش‌های حاکم بر جامعه و نقش حکومت بر ایجاد امنیت روانی بر فضای حاکم بر جامعه را نادیده گرفت.

امنیت فرزندان در گرو امنیت خانواده و امنیت خانواده در گرو امنیت جامعه می‌باشد.

امنیت روانی هر کدام از گروه‌ها رابطه‌ی مستقیمی با یکدیگر دارد و اهمیت هر کدام از آنها در هر برهه‌ی زمانی بر دیگری پیشی نمی‌گیرد.

می‌توان امیدواری‌ها را در قالب فضاهای آموزشی مناسب برای تأمین امنیت روانی برای هر کدام از سطوح محقق کرد.

*بوزان باری، مردم، دولت، ترس، ترجمه: پزوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.