Kurdistan Democratic Party
KDP-IRAN
Kurdistanukurd
وبسایت مرکزی حزب دمکرات کردستان
یکشنبە ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ | 31/05/2020 | ساعت:

جایگاە اقتصاد در جامعەی مدنی هگل

27/04/2020 | 23:49:26
+A
-A
آسو عزیزی

هگل معتقد است فرد با ترک عادات، غرایز و خواست­های طبیعی­اش بە آستانەی آگاهی و خودآگاهی می­رسد و آن­زمان  سرآغاز انسانیت راستین او است. این خودآگاهی در قلمرو خانوادە شروع می­شود و پس از آن قلمرو غرایز اولیە را پشت سر نهادە و بە سرزمین اخلاق اجتماعی کە همان جامعەی مدنی است وارد می­شود. با تشکیل جامعە مدنی افراد در یک نظام اقتصادی بەعنوان انسان­های اقتصادی بە تولید، مبادلە و توزیع کالا می­پردازند. (سبزەای، ١٣٨٦. ٧٨).

او همچنین اعتقاد دارد این شهروند دو بعد دارد، یک بعد اقتصادی اجتماعی دارد کە با بعد سیاسی آن کاملا متفاوت است و بعد دوم آن مفهوم بورژوایی است، یعنی شهروندانی کە بەدنبال منافع شخصی خودشان هستند. هگل جامعەی مدنی را نهادی می­داند بین خانوادە و دولت. او معتقد است شهرواندان یک جامعە مدنی با یک اخلاق عینی آشنا می­شوند کە ناکامل است و در شکل دولت، شکل کامل خود را بەدست می­آورد بە همین دلیل جامعەی مدنی را نظام نیازها می­داند. “نیاز ذهنی است کە از این راەها بە عینیت خود، یعنی رضای خود می­رسد: (الف) چیزهای برونی کە دارایی و محصول نیازها و ارادەهای دیگران است و (ب) فعالیت و کار، همچون میانجی­ای میان دو جنبە. هدف نیاز ذهنی رضای ویژگی ذهنی است، اما، در ارتباط میان آن و نیازها و ارادە خودسرانە و آزاد دیگران، کلیت خود را ابراز می­کند، و آن نمودی از بخردانگی کە در پهنە تناهی، نتیجە می­شود، فهم است.” (هگل، ١٣٧٨. ٢٤٢).

یعنی جامعە مدنی مجموعەای از افراد کە بەدنبال رفع احتیاجات اقتصادی خودشان­اند و بەخاطر این احتیاجات نە در نهاد خانوادە و نە در دولت قرار نمی­گیرند. بەعقیدەی هگل همە چیز در جامعەی مدنی بستگی بە ارادەی خودسرانەی افراد دارد کە برای رسیدن بە نیازهای خود بر یکدیگر تاثیر­گذار و تاثیرپذیر هستند و این تاثیر خودسرانەی افراد منجر بە آفرینش صفات و فعالیت­هایی بە ظاهر پراکندە و حساب نشدە زیر تاثیر ضرورتی می­گردد بەنام کار کە موضوع اقتصاد سیاسی است. دانشی کە بە تفکر اعتبار می­بخشد، زیرا قانونی را کشف می­کند کە بر انبوهی از رویدادهای احتمالی حاکم است. “اقتصاد سیاسی، دانشی است کە با نظرگاەهای مذکور آغاز می­کند، اما باید، همچنین، پیشتر رود و روابط تودەای و حرکت­های تودەای را در صفات و پیچیدگی کمی و کیفی آن­ها توضیح دهد. در پهنەی نیازها، شناخت این نمودهای بخردانگی کە در موضوع حضور دارد و در درون آن فعال است، از سویی، تاثیری آشتی دهندە دارد؛ اما از سویی دیگر، اینجا زمینەای است کە فهم با هدف­های ذهنی و عقاید اخلاقی خود، ناراضی و خشم اخلاقی خود را بروز می­دهد” (هگل، ١٣٧٨. ٢٤٢).

هگل طرح خانوادە-جامعەی مدنی-دولت را جانشین طرح خانوادە-دولت­شهر ارسطو کرد. ارسطو جامعەی مدنی را مترداف با دولت­شهر می­دانست، زندگی در پلیس ارسطو هم ماهیتی اجتماعی و هم ماهیتی سیاسی داشت، از اینرو ارسطو برای دولت و جامعە ماهیتی یکسان قائل بود.هگل برخلاف ارسطو کە دولت­شهر خود را بە دو حوضەی خصوصی (خانوادە) و فرمانروایی (آزادمردان) تقسیم کردە و اقتصاد را بە خانوادە دادە بود، جامعە را بە سە بخش خانوادە (نهاد خصوصی)، جامعە (نهاد عمومی) و دولت (نهاد فرمانروایی) تقسیم می­کند و اقتصاد را از خانوادە می­گیرد و بە جامعە می­دهد. این مسالە یکی از تفاوت­های عمدەی هگل با ارسطو است. “در نزد هگل خانوادە یگانگی، جامعەی مدنی جزئیت و دولت کلیت نامیدە می­شود کە بە ترتیب همان <<نهاد>>، <<برابر نهاد>> و <<هم­نهاد>> است. کشمکش میان “یگانگی” خانوادە و “جزئیت” جامعەی مدنی در نمود “دولت” بەمثابە واقعیت “نظم کلی” حل می­شود.” (سبزەای، ١٣٨٦. ٧٨).

 

منابع:

١-هگل، گئورگ ویلهلم فردریش. ١٣٧٨. عناصر فلسفە حق. ترجمە مهبد ایرانی طلب. تهران: نشر قطرە

٢-سبزەای، محمدتقی. ١٣٨٦. بررسی مقایسەای دیدگاەهای هگل، مارکس و گرامشی دربارە دولت و جامعە مدنی. پژوهش علوم سیاسی. ٤ (بهار و تابستان ١٣٨٦): ٧٧-١٠٣.